دنیای مای بیبی
فهرست
Please rotate your device for better experience

ترس شب

یک شب متوجه شدم که پسرم شب‌ها به‌سختی خوابش می‌برد، ازش پرسیدم که چیزی شده؟ جواب داد شب‌ها وقتی که می‌خواهد بخوابد یک گرگ از پنجره به اتاقش می‌آید و سعی می‌کند او را بخورد، سعی کردم کاری انجام دهم که خیالش راحت‌تر باشد و مطمئن شود اینها خیالات است و گرگی به اتاقش نخواهد رفت. پس با کمک خودش و مادرش چند نقاشی گوسفند کشیدیم و به پنجره چسباندیم تا هر موقع گرگ خواست به اتاق او بیاید گوسفندها را ببیند و آنها را بخورد و سیر شود. وقتی که بعد از چند روز دید گوسفندها سر جایشان هستند و کسی آنها را نخورده خیالش راحت شد که خبری از گرگ نیست. از آن‌روز به بعد دیگر پسرم نمی‌ترسید و راحت‌تر میخوابد. - (نویسنده: میلاد پیامی، مهندس مکانیک سیالات و فعال حوزه نفت و انرژی)

بازگشت

writers name:

date:3 April 2017

category:magezine